medic (1)
معنی کامل و مثالها
/med´ik/n.
● (عامیانه)
● پزشک، جراح
● دانشجوی پزشکی، دستیار پزشکی
● (ارتش) مامور بهداری ارتش، بهدار، امدادگر پزشکی جبهه
/med´ik/n.
● (عامیانه)
● پزشک، جراح
● دانشجوی پزشکی، دستیار پزشکی
● (ارتش) مامور بهداری ارتش، بهدار، امدادگر پزشکی جبهه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن