دیکشنری فارسی

medico

UKmedikou US'medı'kəu

معنی فارسی

دانشجوي طب دکتر پزشک طبيب پزشکي طبي. دانشجوي پزشکي

معنی کامل و مثال‌ها

/med´i kō´/n., pl.

● پزشک، جراح، طبیب

● دانشجوی پزشکی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a licensed medical practitioner “I felt so bad I went to see my doctor”
  2. a student in medical school

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن