دیکشنری فارسی

meld (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/meld/vt., vi., n.

● (در برخی بازی‌های ورق) کارت اعلام کردن، ورق رو کردن (برای محاسبه‌ی امتیاز)

● رو کردن یا اعلام کردن ورق

she melded four kings in rummy

او در بازی رامی چهار شاه رو کرد.

● ورق‌های رو شده یا اعلام شده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن