دیکشنری فارسی

meld (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/meld/vt., vi.

● آمیختن، مخلوط کردن

● متحد کردن، یکپارچه کردن، ادغام کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن