melee or mêlée
معنی کامل و مثالها
/mā´lā´/n.
● زد و خورد (پر سروصدا یا درهم و برهم)، آشوب و غوغا، بزن بزن
he was killed in a tavern melee
در زدوخوردی که در میخانه رخ داد کشته شد.
● کشمکش (پر سروصدا یا مغشوش)، بلبشو، خرتوخر، محشر
I was trying to walk through a melee of cars, bicycles and donkies
میکوشیدم که از میان غوغای اتومبیلها و دوچرخهها و الاغها رد شوم.