melting-pot معنی فارسی بوته واژههای دیگر با معنی «بوته» melting pot بوته bushes بوته ها large leaved گل بوته spinney بوته زار، بيشه درخت کوتاه . brush breaker بوته کني bushmaster بوته مار shrubberies بوته زار shrubbery بوته زار king's spear بوته سريش، برواق، (قسمي) نرگس asphodel بوته سريش، برواق، سوسن سفيد