member of the parliment معنی فارسی عضو مجلس قانونگذاري واژههای دیگر با معنی «عضو مجلس قانونگذاري» assemblyman عضو مجلس قانونگذاري، عضو انجمن، عضو مجلس. assemblywoman عضو مجلس قانونگذاري، عضو انجمن، عضو مجلس.