دیکشنری فارسی

ment_

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝnt, mint/

● پسوند (اسم ساز):

● نتیجه، پیامد، پیرو [hutment یا revetment]

● ابزار، وسیله، عامل، کنش‌گر، کارآور [escapement]

● فرایند، کار، عمل، روش [impressment]

● بودش، بودن، حالت [enchantment]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن