ment_
معنی کامل و مثالها
/mǝnt, mint/
● پسوند (اسم ساز):
● نتیجه، پیامد، پیرو [hutment یا revetment]
● ابزار، وسیله، عامل، کنشگر، کارآور [escapement]
● فرایند، کار، عمل، روش [impressment]
● بودش، بودن، حالت [enchantment]
/mǝnt, mint/
● پسوند (اسم ساز):
● نتیجه، پیامد، پیرو [hutment یا revetment]
● ابزار، وسیله، عامل، کنشگر، کارآور [escapement]
● فرایند، کار، عمل، روش [impressment]
● بودش، بودن، حالت [enchantment]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن