merchantry معنی فارسی بازرگاني تجارت جماعت بازرگانان واژههای دیگر با معنی «بازرگاني» trading بازرگاني، سوداگري، کسب quasi commercial شبه بازرگاني، نيمه بازرگاني business cycle دور بازرگاني، دور تجاري volume of trade حجم بازرگاني trade mark نشان بازرگاني، علامت تجاري balance of trade تراز بازرگاني، تراز تجاري chamber of trade اتاق بازرگاني، اتاق تجارت merchant ship کشتي بازرگاني، کشتي تجاري idiograph نشان بازرگاني، نشان شخصي bill exchange برات بازرگاني، برات