دیکشنری فارسی

merger

UKməːdʒər US'mə:dʒə

معنی فارسی

فراگرفتن چيزي چيز ديگر را ،

محوشدن چيزي در چيز ديگر ، اشتمال

معنی کامل و مثال‌ها

/mu_r´jǝr/n.

ادغام، هم‌پیوست، یکپارچه شدگی، پیوند (به‌ویژه در مورد به هم پیوستن دو یا چند شرکت یا بانک و غیره به کار می‌رود)

the two companies' merger was approved by the shareholders

سهامداران ادغام آن دو شرکت را تصویب کردند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the combination of two or more commercial companies
  2. an occurrence that involves the production of a union

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن