دیکشنری فارسی

meringue

معنی فارسی

يکجور شيريني که از سفيده تخم مرغ و شکر

ميسازند

معنی کامل و مثال‌ها

/mǝ raŋ´/n.

(شیرینی پزی و غیره) مرینگ (سفیده‌ی تخم مرغ و شکر که می‌زنند و روی کیک و غیره می‌مالند و می‌پزند)

ریشه و کاربرد

Noun

A type of dessert made from whipped egg whites and sugar, often baked until crisp and used in various pastries.

ریشه

From French 'meringue', possibly from Middle Dutch 'meringen' (to whip egg whites and sugar).

مثال

  • She topped the pie with meringue.
  • The meringue was light and fluffy.
  • He loves lemon meringue pie.

ترکیب‌های رایج

Lemon meringue Meringue pie Bake meringue Whip meringue

واژه‌های دیگر با معنی «يکجور شيريني که از سفيده تخم مرغ و شکر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن