metal cutting معنی فارسی براده برداري فلزبري برش فلز واژههای دیگر با معنی «براده برداري» metal-cutting work براده برداري machining method روش براده برداري machinable قابل براده برداري، قابل تراش machining time زمان براده برداري metal removing capacity قدرت براده برداري metal-cutting element عنصر براده برداري machining requirments شرايط براده برداري machinability قابليت براده برداري، قابليت تراش metal-cutting machine دستگاه براده برداري machining practice تکنيک و روش براده برداري