metallizo معنی فارسی فلزي کردن واژههای دیگر با معنی «فلزي کردن» metalize فلزي کردن، فلز پوش کردن، فلزدار کردن metallize فلزي کردن blowout disc ديسک نازک فلزي براي آب بندي کردن، سيستم هاي سيالات snap swivel حلقه گردان با گيره فلزي براي وصل کردن، طعمه ماهيگيري به آن flan تکه فلزي که با منگنه کردن تبديل به سکه، ميشود، کيک ميوه angle drill ابزاري براي سوراخ کردن ورقه هاي فلزي که، در آن مته با بدنه دريل زاويه اي ميسازد c-clamp گيره فلزي به شکل سي براي وارد کردن فشار، و نگاه داشتن قطعات کنار يکديگر lion heart مواد فلزي که درنتيجه قال کردن معدن بدست مي، آيدوتا اندازه اي ناپاک است millrun رجوع شود به millrace، سنگ معدني خرد شده، فلزي که از راه خرد کردن سنگ معدني به دست assay سنجش، ازمايش، امتحان