metaplasm
معنی فارسی
(در ياخته شناسي) بخشي از سفيده که
موادياخته ساز در آنست ، قلب حروف
معنی کامل و مثالها
/met´ǝ plaz´ǝm/n.
● (بخشی از یاخته که متشکل از مواد غیر زنده است) فرادشته، متاپلاسم
● (زبان شناسی - افزایش یا کاهش یا جابجایی صدا یا هجا) فرادیسی