دیکشنری فارسی

metaplasm

معنی فارسی

(در ياخته شناسي) بخشي از سفيده که

موادياخته ساز در آنست ، قلب حروف

معنی کامل و مثال‌ها

/met´ǝ plaz´ǝm/n.

● (بخشی از یاخته که متشکل از مواد غیر زنده است) فرادشته، متاپلاسم

● (زبان شناسی - افزایش یا کاهش یا جابجایی صدا یا هجا) فرادیسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن