دیکشنری فارسی

mete (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mēt/vt.

● (معمولا با: out) سهم دادن، حصه کردن، بخش کردن، مقرر کردن

to mete out punishment

تنبیه (کسی را) معلوم کردن

● (قدیمی) سنجیدن، اندازه گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن