method of operation معنی فارسی روش کار طرز کار عملکرد واژههای دیگر با معنی «روش کار» work breakdown روش تقسيم کار، روش تقسيم يک عمل به اجزاي مشخص و کوچک virtual work method روش کار مجازي bowing روش به کار بردن آرشه paideutics روش کار اموزي فن تعليم، علم تعليم course of action راه کار، روش انجام کار system analysis سيستم آناليز، روش تجزيه و تحليل جريان کار programme (program) برنامه، دستور، نقشه HDTV حروف اختصاري high-definition television، يک روش، مخابره و دريافت سيگنالهاي تلويزيوني است که تصاويري multipoundage syatem روش تمرين وزنه برداري با کاستن وزنه، هنگام سختي کار