micro or ganism معنی فارسی ميکرب باکتري واژههای دیگر با معنی «ميکرب» microbe ميکرب، باکتري، ناخوشي (آور) microbic ميکرب، باکتري، ناخوشي (آور) germicidal ميکرب کش، نطفه کش microbicide ميکرب کش bacteriologist ميکرب شناس، متخصص شناسايي انواع باکتريها microbiologist ميکرب شناس bacilliphobia ميکرب هراسي gonococcus ميکرب سوزاک microbiologic ميکرب شناسي microbiologically ميکرب شناسي