دیکشنری فارسی

micro-

معنی کامل و مثال‌ها

/mī´krō, -krǝ/

● پیشوند:

● خ رد، ریز، کهین [microcosm]

● به طور نابهنجار کوچک [microcephaly]

● بزرگ‌ساز، بزرگ کننده‌ی چیزهای ریز [microphone و microscope]

● وابسته به میکروسکوپ، میکروسکوپی [micrography]

● یک میلیونیم [micr-) [microsecond هم می‌نویسند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن