دیکشنری فارسی

micrographics

US'maıkrəug'ræfıks

معنی فارسی

ميکروگرافيک

معنی کامل و مثال‌ها

/-graf´iks/n.pl.

● (با فعل مفرد) ریز دیس شناسی (ساختن و شناخت میکروفیلم و میکرو فیش و غیره)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن