دیکشنری فارسی

microminiature

معنی فارسی

وابسته به يا داراي اجزاي بسيار ريز

الکترونيکي، ريز مينياتوري

معنی کامل و مثال‌ها

/-min´ē ǝ chǝr/adj.

● وابسته به یا دارای اجزای بسیار ریز الکترونیکی، ریز مینیاتوری

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به يا داراي اجزاي بسيار ريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن