microprogram معنی فارسی ريزبرنامه واژههای دیگر با معنی «ريزبرنامه» microcoding ريزبرنامه نويسي microcoding device دستگاه ريزبرنامه نويسي microprogrammable computer کامپيوتر ريزبرنامه پذير function subprogram ريزبرنامه اي که مقدار منفردي را، برمي گرداند microcode ريز دستورالعمل، ريزبرنامه، دستورالعملهاي ريز calling sequence مجموعه اي مشخص از دستورالعمل و داده که، براي فراخواني يک ريزبرنامه معين ضروري، است