microstomous معنی فارسی کوچک دهان واژههای دیگر با معنی «کوچک دهان» canker sore زخم وقرحه کوچک مخصوصا در دهان. chub چاب، انواع ماهيان جنس Coregonus که در آبهاي، شيرين نواحي سردسير شمالي زيست ميکنند mouthbreeder انواع ماهيهاي کوچک که تخم و بچه هاي خود، را در دهان خود حمل ميکنند snifter ساغر، جام کوچک، گيلاس دهان باريک