mid (1)
معنی کامل و مثالها
/mid/adj., n.
● میان، وسط، نیمه، میانه
in mid ocean
در وسط اقیانوس
midday
نیمروز، ظهر
● میانی، وسطی
the mid finger
انگشت میانی
●
● (زبان شناسی - واکه) میان زبانی
/mid/adj., n.
● میان، وسط، نیمه، میانه
in mid ocean
در وسط اقیانوس
midday
نیمروز، ظهر
● میانی، وسطی
the mid finger
انگشت میانی
●
● (زبان شناسی - واکه) میان زبانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن