mid point معنی فارسی نقطه وسط واژههای دیگر با معنی «نقطه وسط» mid span نقطه وسط دهانه، مرکز فاصله افقي بين، دو پايه متوالي پل foot spot نقطه اي بين نقطه مرکزي و وسط جداره عقبي، ميز بيليارد head spot نقطه اي بين نقطه وسط و کناره شروع بيليارد pyramid spot نقطه روي ميز اسنوکر يا بيليارد انگليسي، ميان فاصله نقطه مرکزي و وسط لبه بالايي ميز