دیکشنری فارسی

midships

معنی فارسی

در ميان کشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/mid´ships´/adv., adj.

● وابسته به یا به سوی وسط کشتی، میان کشتی، میان ناو

تعریف انگلیسی

adverb
  1. at or near or toward the center of a ship “in the late 19th century, engines were placed in front, amidships, and at the rear”

واژه‌های دیگر با معنی «در ميان کشتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن