midyear
UKmidjəːr
US'mıd'jıə
معنی فارسی
نيمه سال، امتحان نيمه سال.
وابسته به وسط سال، نيمه سالي
معنی کامل و مثالها
/-yir´/adj., n.
● وسط سال، نیمهی سال، نیمه سال
● وابسته به وسط سال، نیمه سالی
midyear elections
انتخابات وسط سال (میان سال)