might (2)
معنی کامل و مثالها
/mīt/n.
● توان، قدرت، زور
the might of Rustam's arms
زور بازوان رستم
he ran with all his might
او با تمام توانایی خود دوید.
the might of the Roman Empire
قدرت امپراطوری روم
the growing might of the middle classes
توانمندی فزایندهی طبقات متوسط
● قدرت فوق العاده، نیروی برتر
* might makes right
حق با کسی است که زور دارد