دیکشنری فارسی

mileage

UKmailidʒ US'maılədʒ

معنی فارسی

شماره ميل هاي پيموده ، کرايه بميل

معنی کامل و مثال‌ها

/mīl´ij/n.

● مسافت پیموده شده بر حسب مایل (میل)، دوری برحسب مایل

● هزینه‌ی سفر برحسب مایل، هزینه‌ی باربری برحسب مایل

● (اتومبیل) میزان مصرف بنزین برحسب مایل، (اتومبیل) دوام تایر برحسب مایل

I get good mileage on my car

مصرف ماشین من کم است.

● (مجازی) میزان استفاده، میزان بهره‌وری

he intends to get every bit of mileage from his friendship with the prime minister

او می‌خواهد از دوستی خود با نخست وزیر حداکثر بهره گیری را بکند.

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'mile' + '-age' (suffix indicating action or process).

مثال

  • The car has high mileage.
  • I need to calculate the mileage for this road trip.
  • The mileage on the odometer is unusually low for a car of this age.

ترکیب‌های رایج

High mileage Low mileage Mileage reimbursement

تعریف انگلیسی

noun
  1. distance measured in miles
  2. the ratio of the number of miles traveled to the number of gallons of gasoline burned
  3. a travel allowance at a given rate per mile traveled

واژه‌های دیگر با معنی «شماره ميل هاي پيموده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن