دیکشنری فارسی

mincemeat

UKminsmiːt US'mıns'mi:t

معنی فارسی

قيمه آميخته با کشمش وبرخي چيزهاي ديگر

معنی کامل و مثال‌ها

/-mēt´/n.

● آمیزه‌ای از سیب خرد کرده و ادویه و کشمش و گاهی گوشت (که با آن پای می‌سازند)

● (مهجور) گوشت خردکرده، گوشت قیمه

* make mincemeat of

1- خرد کردن، ریز ریز کردن 2- کاملا شکست دادن یا رد کردن، له و لورده کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old French "mincier", meaning 'to chop finely'.

مثال

  • Mincemeat is a key ingredient in traditional mince pies.
  • The mincemeat filling for the pie included raisins, currants, suet, and spices.
  • She made a large batch of mincemeat for the holiday baking.

تعریف انگلیسی

noun
  1. spiced mixture of chopped raisins and apples and other ingredients with or without meat

واژه‌های دیگر با معنی «قيمه آميخته با کشمش وبرخي چيزهاي ديگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن