mir
USmıə
معنی فارسی
مير
معنی کامل و مثالها
/mir/n.
● (روسیهی تزاری - جامعهی روستاییان هر دهکده) میر
مير
/mir/n.
● (روسیهی تزاری - جامعهی روستاییان هر دهکده) میر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن