دیکشنری فارسی

miscall

معنی فارسی

با نام غلط صداکردن ، نام نادرست ، گذاردن بر ،

دشنام دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/-kôl´/vt.

● عوضی صدا زدن، به نام اشتباهی خواندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. assign in incorrect name to “These misnamed philanthropists” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

verb active
Misname, misterm.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن