miscarried
UKmiskærid
معنی فارسی
بجايي نرسيدن نتيجه ندادن هيچ شدن کامياب نشدن موفق نشدن افگندن
بجايي نرسيدن نتيجه ندادن هيچ شدن کامياب نشدن موفق نشدن افگندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن