misdiagnose
معنی فارسی
بيماري را عوضي تشخيص دادن،
کژشناخت کردن
معنی کامل و مثالها
/mis´dī´ǝg nōs´,-dī´ǝg nōs´/vt., vi.
● (پزشکی) بیماری را عوضی تشخیص دادن، کژشناخت کردن
بيماري را عوضي تشخيص دادن،
کژشناخت کردن
/mis´dī´ǝg nōs´,-dī´ǝg nōs´/vt., vi.
● (پزشکی) بیماری را عوضی تشخیص دادن، کژشناخت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن