دیکشنری فارسی

mise en scène

معنی کامل و مثال‌ها

/mē zän sen´/

● (تئاتر) به صحنه آوری، صحنه پردازی

● (فیلم) کارگردانی

● پرگیر، محیط، دوروبر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن