misericord or misericorde
معنی کامل و مثالها
/mi zǝr´i kôrd´/n.
● دشنه (که در قرون وسطی به منظور ترحم زخمیان بیدرمان را با آن خلاص میکردند)
● (در برخی کلیساها) دستهای که در حال ایستادن روی آن سوار میشوند (تا ایستادن طولانی آنها را خسته نکند)
/mi zǝr´i kôrd´/n.
● دشنه (که در قرون وسطی به منظور ترحم زخمیان بیدرمان را با آن خلاص میکردند)
● (در برخی کلیساها) دستهای که در حال ایستادن روی آن سوار میشوند (تا ایستادن طولانی آنها را خسته نکند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن