misfire
UKmisfaiər
USmıs'faıə
معنی فارسی
در نرفتن
معنی کامل و مثالها
/mis´fīr´/vi.
● (موتورهای درون سوز) به موقع روشن نشدن
● (بمب) نترکیدن، (سلاح) در نرفتن، گیر کردن
● (مجازی) به جایی نرسیدن، نگرفتن
their secret plan misfired and they all ended up in jail
نقشهی محرمانهی آنها نگرفت و همه به زندان افتادند.
● (سلاح) گیر، (موتور) نزدن استارت، (مجازی) ناکامیابی
تعریف انگلیسی
verb
- an explosion that fails to occur
- a failure to hit (or meet or find etc)
- fail to fire or detonate “The guns misfired” “Something ----s”