دیکشنری فارسی

misfit

UKmisfit USmıs'fıt

معنی فارسی

غير متجانس با محيط، ناجور، نخاله .

نامناسب براي شغل خود

نابرازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/mis´fit´/n., vt., vi.

● (آدم) نامتجانس، وصله‌ی ناجور، ناتو، بی‌سلوک، غیرقابل معاشرت

● نامناسب برای شغل خود، ناجور

● نابرازنده (به ویژه جامه‌ای که به پوشنده نمی‌آید)

● بدجفت کردن، وصله‌ی ناجور زدن، ناجور کردن یا شدن

● ناجوری، باهم جور نبودن

ریشه و کاربرد

ریشه

From the prefix 'mis-' meaning 'wrongly' or 'badly' and the noun 'fit'.

مثال

  • He always felt like a misfit in high school.
  • The square peg is a misfit in the round hole.
  • The misfit toy didn't belong with the others.

ترکیب‌های رایج

Social misfit Cultural misfit Misfit toy Misfit in a group

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone unable to adapt to their circumstances

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن