misfit
UKmisfit
USmıs'fıt
معنی فارسی
غير متجانس با محيط، ناجور، نخاله .
نامناسب براي شغل خود
نابرازنده
معنی کامل و مثالها
/mis´fit´/n., vt., vi.
● (آدم) نامتجانس، وصلهی ناجور، ناتو، بیسلوک، غیرقابل معاشرت
● نامناسب برای شغل خود، ناجور
● نابرازنده (به ویژه جامهای که به پوشنده نمیآید)
● بدجفت کردن، وصلهی ناجور زدن، ناجور کردن یا شدن
● ناجوری، باهم جور نبودن
ریشه و کاربرد
ریشه
From the prefix 'mis-' meaning 'wrongly' or 'badly' and the noun 'fit'.
مثال
- He always felt like a misfit in high school.
- The square peg is a misfit in the round hole.
- The misfit toy didn't belong with the others.
ترکیبهای رایج
Social misfit Cultural misfit Misfit toy Misfit in a group
تعریف انگلیسی
noun
- someone unable to adapt to their circumstances