misknow
معنی فارسی
بي اطلاع بودن از، بد شناختن، نفهميدن.
معنی کامل و مثالها
/mis nō´/vt.
● درست ندانستن، دانش غلط داشتن
بي اطلاع بودن از، بد شناختن، نفهميدن.
/mis nō´/vt.
● درست ندانستن، دانش غلط داشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن