misprision
USmıs'prıʒən
معنی فارسی
گناه فرو گذاري از فاش کردن تبه کاري ديگران
، خلاف کاري
معنی کامل و مثالها
/mis prizh´ǝn/n.
● اشتباه (ناشی از عوضی خواندن یا سوتفاهم)
● تحقیر، دست کم گیری، خوارشماری، دون پنداری
● هتک احترام یا توهین نسبت به دادگاه یا دولت
● (حقوق) کوتاهی در انجام وظیفه یا سو رفتار (به ویژه توسط کارمند ارشد)
مترادفها
noun
1. Mistake, misconception, misunderstanding.
2. (Law.) Neglect, negligence, contempt.
3. Neglect, oversight, mistake.