دیکشنری فارسی

miss (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mis/n., pl.

● (M بزرگ - عنوان پیش از اسم اول یا نام خانوادگی) دوشیزه

Miss Julie Aryanpur

دوشیزه جولی آریان پور

Miss Aryanpur

دوشیزه آریان پور

Miss Julie

دوشیزه جولی

● (M بزرگ - عنوان بدون اسم) دوشیزه، دختر خانم، خانم

is your father home, Miss?

دختر خانم، پدرتان منزل تشریف دارند؟

● (M بزرگ - مسابقات ملکه زیبایی) دختر، دختر برگزیده، دختر نمونه، دختر شایسته

Miss Ohio

دختر نمونه‌ی اوهایو

● دختر، زن شوهر نکرده، دوشیزه

two misses riding horses

دو دختر خانم اسب سوار

● (جامه) اندازه‌ی دخترانه، دخترانه

misses' coats and skirts

کت و دامن دخترانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن