misshapes UKmisʃeips معنی فارسی بد شکل کردن واژههای دیگر با معنی «بد شکل کردن» deform بد شکل کردن، از شکل انداختن، نازيبا کردن deformability بد شکل کردن، از شکل انداختن، نازيبا کردن misshape بد شکل کردن mangold از شکل انداختن، بد شکل کردن