دیکشنری فارسی

mistakenly

UKmisteiknliː USmıs'teıkənlı

معنی فارسی

اشتباها

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a mistaken manner “he mistakenly believed it” “Derived from adjective: erroneous (for: erroneously), mistaken”

واژه‌های دیگر با معنی «اشتباها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن