دیکشنری فارسی

misunderstood

UKmisʌndəstud US'mısəndəs'tu:d

معنی فارسی

درست نفهميدن بد تعبير کردن بد فهميدن سو تفاهم داشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/-stood´/adj.

درست فهمیده نشده، درست درک نشده، کژبرداشت شده، بد دریابی شده، سوتعبیر شده، مورد سوتفاهم (قرارگرفته)

a misunderstood message

پیامی که درست درک نشده

درست قدردانی نشده

زمان گذشته و اسم مفعول: misunderstand

ریشه و کاربرد

Noun

Incorrect or improper use of something.

ریشه

Compound word formed from 'mis-' and 'use'.

مثال

  • The misuse of power led to corruption.
  • The book provides guidelines to prevent the misuse of technology.
  • The misuse of medication can have serious consequences.

ترکیب‌های رایج

misuse of power prevent the misuse misuse of technology misuse of medication

واژه‌های دیگر با معنی «درست نفهميدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن