دیکشنری فارسی

miter (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/mīt´ǝr/n., vt.

● کلاه: کلاه مطران، (عهد عتیق) کلاه روحانیون اعظم یهود، (یونان باستان) سرپوش زنانه

● مقام مطران، مطرانی

● (با تفویض کلاه مطرانی) به مقام مطرانی ارتقا دادن، مطران کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن