mobile plant معنی فارسی دستگاه متحرک واژههای دیگر با معنی «دستگاه متحرک» kinetoscope دستگاه تصاوير متحرک operating slide دستگاه آلات متحرک تيربار، آلات متحرک يا قسمتهاي خوراک دهنده recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشيني (توپخانه)، مسلح شونده به وسيله عقب نشيني آلات متحرک