دیکشنری فارسی

molar (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/mō´lǝr/adj.

● (شیمی) وابسته به مول (mole) یا ملکول گرم

● (فیزیک) وابسته به توده‌ای از ماده، جسمی، ماده‌ای، مولی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن