دیکشنری فارسی

moldboard

معنی فارسی

ته تيغه ي شخم زني که انحنا دارد و خاک را

برميگرداند، ته تيغه ي برف روبي يا تيغه ي

بولدوزر که برف يا خاک را کنار ميزند،

خاکبرگردان خيش

معنی کامل و مثال‌ها

/mōld´bôrd´/n.

ته تیغه‌ی شخم زنی که انحنا دارد و خاک را برمی‌گرداند، ته تیغه‌ی برف روبی یا تیغه‌ی بولدوزر که برف یا خاک را کنار می‌زند، خاک‌برگردان خیش

ریشه و کاربرد

Noun

The curved metal plate of a plow that turns over the earth.

ریشه

From mold + board.

مثال

  • The moldboard of the plow helps to break up the soil.
  • He spent the day repairing the moldboard on the tractor.
  • The moldboard needs to be sharpened for more efficient plowing.

ترکیب‌های رایج

Steel moldboard Replace the moldboard Moldboard plow Moldboard angle

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن