دیکشنری فارسی

mollusk

US'mɔləsk

معنی فارسی

جانور نرم تن

معنی کامل و مثال‌ها

/mäl´ǝsk/n.

● (جانورشناسی) نرم تن (جانداران شاخه‌ی Mollusca که بی مهره بوده و معمولا تمام یا بخشی از بدن آنها در پوسته‌ی آهکی لاک مانندی قرار دارد و شکم پایان و سرپایان از این شاخه‌اند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'molluscus', meaning soft.

مثال

  • The beach was littered with the shells of mollusks.
  • Many mollusks have a protective shell.
  • Mollusks are a diverse group of invertebrates.

ترکیب‌های رایج

Marine mollusk Freshwater mollusk Edible mollusk Mollusk shell

تعریف انگلیسی

noun
  1. invertebrate having a soft unsegmented body usually enclosed in a shell

واژه‌های دیگر با معنی «جانور نرم تن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن