money capital معنی فارسی سرمايه پولي واژههای دیگر با معنی «سرمايه پولي» free capital سرمايه گذار پولي physical capital سرمايه فيزيکي، سرمايه غير پولي liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و mixed capitalism سرمايه داري مختلط، نظام اقتصادي که در، آن بيشتر وسايل و ابزار توليد در مالکيت hot-money پول يا سرمايه فرار، پولي که جهت منافع آني ناشي از نوسانات، نرخ ارز به کار انداخته مي شود بدون اين