mongoi معنی فارسی مغول اهل مغولستان واژههای دیگر با معنی «مغول» mogul مغول، مغولي mongolism عقب ماندگي مغول وارگي golden horde سپاهيان مغول که در قرن سيزدهم اروپاي، شرقي را مورد تاخت و تاز قرار دادند. Mongolian مغولي، وابسته به نژاد زرد پوست و راست مو، مغول khalkha اهل کشور مغولستان، خلخه، مغول mong مخفف:، مغولستان، مغول Mongoloid وابسته بمرض بلاهت مغولي.، وابسته به نژاد مغولي، نژاد زرد